یکسال پیش در چنین روزی،انتخابات پرشوری برگزار شد که در طول تاریخ ایران بی سابقه بود.پیش از برگزاری این انتخابات و در مرحله تبلیغات نیز شاهد فعالیت و جنب وجوش فراوان در تمامی مردم جامعه شاهد بودیم.آزادترین تبلیغات در دوره های گذشته در این دوره اتفاق افتاد.این که گروهی بروند بر بالای پل حافظ در مقابل ورزشگاه شهید حیدرنیای تهران و علیه رئیس جمهور وقت که خود یکی از نامزدهای انتخابات بوده است،شعار مرگ نثار کنند و یا این که در مقابل بازار رایانه رضا در خیابان ولی عصر(عج) تهران علیه همین رئیس جمهور فحاشی و توهین کنند و دولت او را "دولت سیب زمینی!!"بخوانند و کسی با آنان کاری نداشته باشد،تقریبا در هیچ دوره ای در گذشته و یا حتی در جهان بی سابقه بود.هیچ برخوردی از سوی بسیج و یا پلیس با آنان صورت نگرفت و جز برخوردها و حملات آنان به ستاد های انتخاباتی احمدی نژاد - من جمله در زاهدان و منطقه ۱۷ تهران - و یا کسانی که عکس احمدی نژاد را به خودرو و یا موتورسیکلت خویش زده بودند،ندیدیم.

این که یک حکومت چنین آزادی گسترده ای بدهد و سپس در انتخابات تقلب کند واقعا مسخره و خنده دار است.فارق از این سخنان این که دارودسته موسوی طبق آمار رسمی خودشان حدود ۱۰۰ میلیارد تومان خرج تبلیغات خودشان کنند نیز یکی از دلایلی است که ثابت می کند آنان می دانستند در انتخابات تقلبی روی نخواهد داد.از فروردین ۸۸ دارودسته موسوی می خواستند کمیته صیانت از آرا با ناظران بین المللی - اکثرا غربی که پس از انتخابات از موسوی حمایت ویژه ای کردند - تشکیل دهند.این پیشنهاد در هیچ دوره ای مطرح نشده بود.این که دارودسته موسوی ادعای صیانت از آرا می کند و از سویی دیگر ۱۰۰ میلیارد تومان خرج می کند و با پخش سی دی های ۹۰ سیاسی احمدی نژاد را تخریب می کند تا مردم رای خود را به سوی موسوی چرخش دهند،نشان می دهد هیچ تناسبی میان تقلب و این اقدامات نبوده است.

یکی از دلایلی که آنان مطرح کردند که بر تقلب گسترده در انتخابات دلالت داشت!!،این بود که برخی از اعضای شورای نگهبان از احمدی نژاد حمایت کرده بودند.ویا این که دولت احمدی نژاد مجری انتخابات است و تقلب در آن حتمی است.بر فرض اگر چنین بوده باشد سی دی های نود سیاسی و ۱۰۰ میلیارد تومان پولی که معلوم نیست از کجا آمده برای چه چیزی صرف شده است.دوم،مگر دارودسته موسوی نمی دانست اگر در انتخابات تقلب شد همین شورای نگهبانی که احمد جنتی ریاستش را برعهده دارد تقلب را رد می کند پس چرا در آن شرکت کرده و آن قدر هزینه نمودند؟این سوالی است که جوابی برایش نمی توان یافت.آنان برای اثبات تقلب در انتخابات برای خودشان دلایلی آوردند و مدام آن را از سوی رسانه های غربی تکرار کردند ولی صبر نکردند جواب خود را بشنوند و به دلیل کم کاری صدواسیما این شائبه در ذهن برخی مردم ماند.آنان به این سوال پاسخ ندادند که چرا یک نفر از آن ۴۰۰۰۰ نماینده شان در صندوق ها نگفت آمار صندوق ها با آمار من متفاوت است؟چرا با وجود این همه عکس و فیلمی که از حوادث پس از انتخابات داشتند یک عکس یا فیلم نداشتند که در آن تقلب در انتخابات را نشان دهد؟

آنان به جای پخش واقعیات،جعلیات را منتشر کردند.دروغ منتشر کردند.از وزارت کشور نامه ای جعل کردند که در آن موسوی اول بود،کروبی دوم،احمدی نژاد سوم!!سپس گفتند آم کسی که این نامه را منتشر کرده در یک  تصادف کشته شده در حالیکه آن فرد زنده وسرحال است.فردی را کشتند و پدر دنیا را با آن درآوردند.مدام عکس آقا سلطان در کنگره آمریکا،پشت سر نخست وزیر انگلیس،در مقر منافقین و یا حتی در کنسرت مدونا در اسرائیل خودنمایی می کرد.او و بقیه کسانی که در تهران آشوب برپا کرده بودند را شهید معرفی کردند در حالیکه تعریف شهید را ۳۶۰ درجه تغییر داده بودند.

تقریبا همه چیز پیش از انتخابات و به ویژه پس از مناظره ۱۳ خرداد میان آقایان احمدی نژاد و موسوی بر پیروزی احمدی نژاد دلالت داشت.آنان این را می دانستند ولی چیزی بر زبان نیاوردند و حتی به موسوی هم نگفتند تا او تا امروز در توهم پیروزی و تقلب باقی بماند.در نظر سنجی بنیاد آمریکا در فردای بدون ترور وابسته به برادر جان مک کین از عوامل اصلی کودتا!!،به صراحت از پیش بودن دوبرابری احمدی نژاد نسبت به موسوی حکایت داشت.از سویی دیگر نظر سنجی ایسپا نزدیک به موسوی نیز بر همین نکته دلالت داشت.نکته ای که برخی از نزدیکان موسوی پس از انتخابات بدان اشاره کرده بود ولی گفته بودند ما آن را به موسوی نشان ندادیم.در صفحه انتخابات ریاست جمهوری 2009 ایران در ویکی پدیای انگلیسی که تقریبا از موسوی حمایت می کند و در بخش نظر سنجی ها،اکثر نظر سنجی ها از پیروزی احمدی نژاد دلالت داشت جز نظرسنجی ها خود موسوی چی ها!!بازهم نظرسنجی موسسه نظرسنجی world opinion ،در پس از انتخابات پیروزی احمدی نژاد را تایید کرده بود.

اما چرا آنان این حقایق را از رسان هایشان و رسانه های غربی شان منتشر نکردند.چرا آنان مدعی تقلب در انتخابات شدند ولی مدرکی ارائه ننمودند؟آنان پس از انتخابات وقتی دیدند چیزی برای ارائه ندارند در سایت قلم نیوز - نزدیک به موسوی -از مردم خواستند مستندات تقلب در انتخابات را ارائه دهند ولی باز هم چیزی به دست نیاوردند.چرا آنان مدام از حضور در شورای نگهبان طفره می رفتند و نمی خواستند جواب سوالات خود را بگیرند؟چرا دولت های غربی و اسرائیل از آنان حمایت می نمود ولی از احمدی نژاد و طرفدارانش حمایت نمی کرد؟آنان در ساعت ۲ بعداز ظهر ۲۳ خرداد در مقابل ستاد موسوی نیروهای خود را جمع کردند که بازهم در هیچ انتخاباتی سابقه نداشت.از همان لحظه شروع کردند به وارونه کردن سطل های آشغال و سنگ پرانی به مردم و پلیس.آیا این اقدامات برنامه ریزی شده نبود؟از آن تاریخ تا کنون یکسال می گذرد ولی با وجود خسارات فراوان سبزها به حیثیت و اقتصاد ایران،موسوی رئیس جمهور نشده است!ولی آیا این اعتراضات مسالمت آمیز مدنی؟ره به جایی رساند؟


به دلیل آغاز مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ در همین جا از آقایان کریمی،مهدوی کیا،نکونام،شجاعی سلیمانی،کعبی و دیگر افرادی که با بستن مچ بند سبز و اعلام حمایت از اغتشاش گران سبز باعث تفرقه در تیم ملی ایران و نرفتن آن به جام جهانی از سوی ملت ایران قدردانی کنم.خیلی ممنونیم!!!