شب اندوه

زمین سوخته و فضا آکنده از اندوه

                                         دلم بی یار توان تپیدن  نخواهد داشت

                                                                         اماما،حضورت در کنار ما چونان باد بهاران بود

    شهادت جانگداز ششمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام صادق(ع) بر همگان تسلیت باد.

******************

سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند.پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند.چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود.سردار بلوچ هر چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.

سردار حسین خان به افضل الملک،ندیم فرمانفرما نیز متوسل می شود.افضل الملک نزد فرمانفرما می رود و وساطت می کند،اما باز هم نتیجه ای نمی بخشد.سردار حسین خان حاضر می شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند و افضل الملک این پیشنهاد را به فرمانفرما منعکس می کند،اما باز هم فرمانفرما  نمی پذیرد.

افضل الملک به فرمانفرما می گوید:((قربان آخر خدایی هست،پیغمبری هست،ستم است که پسری درکنار پدر در رندان بمیرد.اگر پدر گناهکار است ،پسر که گناهی ندارد.))فرمانفرما پاسخ می دهد:((در مورد این مرد چیزی نگو که فرمانفرمای کرمان،نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی فروشد.))

همان روز پسر خردسال سردار حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می سپارد.دو سه روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می شود.هر چه پزشکان برای مداوای او تلاش می کنند اثری نمی بخشد.به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می کنند و به فقرا می بخشند اما نتیجه ای نمی دهد و فرزند فرمانفرما جان می دهد. 

فرمانفرما در ایام عزای پسر خود،در نهایت اندوه بسر می برد.درهمین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود.فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می گوید:((افضل الملک!باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری!والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده،لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست فرزند من نجات می یافت.)).افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می دهد می گوید:((قربان این فرمایش را نفرمایید،چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری،اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!))۱

امام صادق(ع):هر که ستم به کسی کند به همان ستم گرفتار شود[خواه]در خودش باشد یا در مالش یا در فرزندش.

۱-حسین صالح،شنیدنی ها،ص ۲۶۸ (با کمی تصرف)

وبلاگ مصائب احمدی نژاد یکساله شد

یکسال گذشت.نه نمی خوام آگهی ترحیم کسی رو براتون بنویسم بلکه می خوام اعلام کنم که مصائب احمدی نژاد یه ساله شد.البته مصائب احمدی نژاد که چیزی حدود دو ساله ادامه داره و شاید تا پایان ریاست جمهوریش ادامه داشته باشه،منظورم از مصائب احمدی نژاد وبلاگ مصائب احمدی نژاده.پس همه با هم بخونیم تولد تولد تولدت مبارک بیا شمع هارو....

پارسال که داشتم توی خیابون های شهر و خیابون های اینترنت قدم می زدم به چند تا روزنامه و چندتا پایگاه اینترنتی برخوردم که ازشون صدای سازمخالف شنیده می شد.پیش خودم گفتم بابا پس تو چی کاره ای دارن احمدی نژاد رو می کشن.با همین صدا پاشنه کفشم رو صاف کردم و با الهامی که از وبلاگ آقای روزی طلب گرفته بودم - که برای اولین بار به وبلاگ من لینک داد - شروع کردم به حرف زدن.البته یه هدف دیگه هم داشتم که آخر سر می گم.

اوائل هر روز یه مطلب می نوشتم ولی پس از مدتی شد هفته ای یه بار یا دوبار.پس از چند روز و پس از نوشتن مطلب یادداشتی بر مصاحبه کروبی دیدم آمار وبلاگ که تا اون روز از هفت هشت تا تجاوز نمی کرد شده ۹۷ بازدید.یه چرخی که زدم معلوم شد سایتی به نام رجانیوز به من لینک داده.تو پوست خودم نمی گنجیدم از این که بالاخره یکی مارو آدم حساب کرد.با گردشی که تو سایت زدم فهمیدم از احمدی نژاد حمایت می کنه.شاید برای بعضی جالب باشه که من به جز روزی طلب - که اون هم به صورت اینترنتی آشنا شده بودیم - کسی رو تو رجانیوز نمی شناسم پس از شمایی که نمی شناختمتون ممنونم.

رجانیوز در همون کوران جنجال بر سر احمدی نژاد سر بلند کرد و تنها پایگاه خبری بود که از احمدی نژاد حمایت می کرد.درسته که این سایت مانند بازتاب و آفتاب و... در گسترش واقعیت نقشی نداره!! ولی کارش خیلی حرفه ایه یه نمونه اش هم همین لینک دادن به وبلاگ هاست که کاری نو در ایران بود.رجانیوز مثل برخی سایت ها نبود که فقط چیزهای خوب حامیانشون رو بگه بلکه چیزهایی که ممکن بود به نفع احمدی نژاد نباشه - که حامی رجانیوز نیست - رو هم بیان می کرد.فکر کنم دیگه چاپلوسی کافیه بریم سراغ بقیه مطالب!

برای این که وبلاگ پر از مطالب خشک سیاسی نشه هر از چند گاهی توی جشن های ولادت و یا عزای اهل بیت(ع) با چند تا حدیث و یه قطعه شعر سعی کردم فضا رو تلطیف کنم که شاید پس از این دچار تغییراتی بشه.

اون چیزی که اول گفتم آخر سر می گم حالا می گم.پیش خودم قرار گذاشته بودم وقتی آمار وبلاگ بالا رفت یه پیشنهادی بدم و اون پیشنهاد هم ساختن مستندی درباره احمدی نژاد و وقایع پیش اومده برای اون از ثبت نام برای انتخابات تا تنفیذ حکم و وقایع پس از اونه.از همه کسانی که دستی بر آتش دارن  و ندارن دعوت می کنم تو ساخت این مستند با هم همکاری کنیم تا همه بفهمن چه بلاهایی شیرینی بر سر احمدی نژاد اومده.!

در اینجا می خوام از عالیجنابان مجید رستمی،علیرضا رستمی،الف.میم،شاهرخی،نسل سبز،سعید پور دلیر و همه کسانی که توی این وبلاگ نظر دادن ولی نشونی از خودبه جا نگذاشتن و یا گذاشتن و من یادم رفته که مخالف احمدی نژاد بودند تشکر می کنم.

همچنین از عالیجنابان حامد طالبی،حسن روزی طلب،سروش،سرباز میهن،فتوحی،محمدی و همه کسانی که این بغل لینکشون کردم و همه ی کسانی که نظر دادن و فراموش کردن نشونی از خود به جا بگذارن که موافق احمدی نژاد بودن سپاس گزاری می کنم.

شاید از چند وقت دیگه کمتر بتونم مطلب بنویسم که از همین جا عذرخواهی می کنم.در پایان سخنان خودم رو با یه دعا به پایان می برم.خداوندا کسانی که گلی در گلستان این کشور و دینت می کارند وجودشان آباد کن و کسانی که به خیال خود تلاش در کم کردن زیبایی این گلستان دارند اصلاح و در صورتی که اصلاح نشدند از سطح زمین محوشان کن.

استعفای لاریجانی و جنجال رسانه ای

استعفای لاریجانی در روزهای گذشته به بحث اول رسانه ها تبدیل شده است.دلیل این استعفا به گفته نهادهای مرتبط علاقه آقای لاریجانی به حضور در بخش های دیگر نظام بوده است اما شاید دلایل دیگری برای این استعفا وجود داشته باشد.امری که رسانه های خارجی و برخی رسانه های داخلی با آب و تاب دادن به این دلایل کوشیدند تا استعفای لاریجانی را شکستی برای سیاست های احمدی نژاد نشان دهند.

حتما دلایل دیگری به جز حضور در بخش های دیگر نظام - که به طور احتمالی انتخابات مجلس می باشد - در استعفای لاریجانی دخیل بوده است.سیاست های آقای لاریجانی به خصوص در بخش هسته ای در برهه هایی از زمان با سیاست های احمدی نژاد تفاوت داشت.مصاحبه های گوناگونی که از لاریجانی موجود است در برخی موارد به بررسی تعلیق فعالیت های هسته ای از سوی ایران اشاره دارد که این امر با راهبرد رئیس جمهور در زمینه ی هسته ای که تعلیق را غیر قابل پذیرش می داند،منافات دارد.همین موارد و برخی موارد دیگر سبب شد تا لاریجانی که نمی توانست به برخی خواسته های خود جامه عمل بپوشاند،استعفا دهد.

البته به جز این موارد در بیشتر سیاست ها،لاریجانی و احمدی نژاد با یکدیگر هم فکر بودند و هنوز هم لاریجانی چه به گفته خودش و چه با تحلیل یکی از متحدان احمدی نژاد به حساب می آید.اما جنجال رسانه ای که بار دیگر بر علیه احمدی نژاد و ایران برپا شد در نوع خود جالب توجه است.

از رسانه های خارجی که همیشه موضوعاتی برای هرج و مرج نشان دادن اوضاع ایران دارند بگذریم،رفتار رسانه های داخلی به ویژه برخی روزنامه ها و پایگاه های خبری قابل تامل است.خبرهای دروغی مانند دانشجویان ستاره دار،استادان اخراجی،افزایش گرانی و... که از ابتدای ریاست جمهوری احمدی نژاد بر علیه وی و دولتش از سوی همین رسانه های منتشر شده بار دیگر ادامه یافت اما با شکلی دیگر.این بار برخی رسانه های غربی با انتشار اخبار دروغی مبنی بر بازگشت زودهنگام رئیس جمهور از ارمنستان به دلیل اوضاع سیاسی ایران و استعفای متکی- وزیر امور خارجه -،عنوان های برخی روزنامه های اصلاح طلب و پایگاه های خبری آنان را فراهم کردند.

این اخبار که به سرعت تکذیب شد،بار دیگر دروغ پراکنی برخی رسانه های داخلی مخالف دولت که ادعای پشتیبانی و دلسوزی مردم را دارند را اثبات کرد.همواره این گونه رسانه ها و همفکران مجلسی خود با بیان این گونه سخنان که دولت احمدی نژاد مطبوعات را محدود کرده و به ما تهمت غربگرایی و فاسد بودن را می زند،تلاش می کنند ازخود چهره ای مظلوم و ستم دیده ترسیم کنند.این گونه رسانه های باید از این پس متوجه باشند که این گونه اخبار دروغ سبب می شود تا دروغ های بزرگتر آنان مانند گرانی و کاهش سرمایه گذاری و... از اثرگذاری بیفتد و این که دیگر غرب گرایی و فاسد بودن برای انان - با این اوصاف و خبرها - دیگر یک تهمت نیست.